counter create hit
مطالب مرتبط:

برگزاری مراسم پایانی پنجمین دوره نمایشنامه خوانی تئاتر مولوی

پنجمین دوره نمایشنامه خوانی مرکز تئاتر مولوی، یادمان زنده یاد محمود استاد محمد، شنبه ۲۵ فروردین در این مجموعه تئاتری به پایان می رسد.

فینال حذفی برنامه لیگ یک را تغییر داد

مسئول مسابقات لیگ دسته اول اعلام کرد: برنامه دو هفته پایانی ‏لیگ دسته اول به دلیل برگزاری فینال جام حذفی تغییر کرد.

گلایه تند بازیگر آژانس شیشه ای از وضعیت سینما

بازیگر فیلم "آژانس شیشه ای" گفت: من و امثال من بیکار شده ایم اما باید این مشکل را به چه کسی بگویم؟ نمی توانم توی گوش کارگردان و یا تهیه کننده بزنم که چرا به من بازی نمی دهید. بازیگری مثل کارگری است که هر جا را به شما بگویند باید بیل بزنید. ...

گلایه تند بازیگر آژانس شیشه ای از وضعیت سینما

بازیگر فیلم "آژانس شیشه ای" گفت: من و امثال من بیکار شده ایم اما باید این مشکل را به چه کسی بگویم؟ نمی توانم توی گوش کارگردان و یا تهیه کننده بزنم که چرا به من بازی نمی دهید. ...

برنامه های جدید بانک مرکزی برای سکه

با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: به منظور اجرایی شدن تصمیم روز گذشته ستاد اقتصادی دولت درخصوص یکسان سازی نرخ ارز و تاثیرات متقابل آن بر بازار طلا و سکه و لزوم برقراری ثبات در هر دو بازار، سیاست متخذه توسط بانک مرکزی طی ماه های اخیر در مورد پیش فروش سکه بهار آزادی با شد ...

تهیه کننده پایتخت: یک گلوله واقعی هم شلیک نشد

«حمله داعش وطنی به اثر ملی! اولین کارخانه سیمان ایرانی به دست داعشی های وطنی تخریب شد! پایتختی ها، ترکیه را تبلیغ کردند و اثر ملی را به گلوله بستند و ....» اینها برخی از جملات و واکنش هایی است که چند روز گذشته در شبکه های اجتماعی، فضای مجازی و سایت های خبری درباره د ...

عکس؛ خلاقیت جالب بلیچر ریپورت در نمایش صعودکنندگان به نیمه نهایی چمپیونزلیگ

عکس؛ خلاقیت جالب بلیچر ریپورت در نمایش صعودکنندگان به نیمه نهایی چمپیونزلیگ

بلیچر ریپورت به بهانه صعود تیم های رئال مادرید، بایرن مونیخ، لیورپول و رم به نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا طرح جالب زیر را منتشر کرده است. رئال مادرید شب گذشته (چهارشنبه) در دیداری جنجالی مقابل یوونتوس در حالی که ۳ بر صفر عقب بود، با ...

رقابت تجاری ارمنستان و آذربایجان بر سر ایران

ایران در منطقه جنوب قفقاز یک بازیگر نسبتا حاشیه ای بوده است، اما هم ارمنستان و هم آذربایجان برای جذب ایران به این منطقه رقابت می کنند تا یک مزیت راهبردی به دست بیاورند. ...

حاتمی کیا: به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم

کارگردان فیلم سینمایی به وقت شام با بیان اینکه به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم و هدفم آشنایی مردم با داعش و مدافعان حرم بود گفت: مدافعان حرم بسیار مظلومند. ...

رقابت ۲ فیلمساز ایرانی برای نخل طلا

فیلم های حاضر در بخش مسابقه اصلی هفتادویکمین دوره جشنواره فیلم کن، امروز پنجشنبه ۲۳ فروردین معرفی شدند.

اتفاق تلخ برای بازیگر «پایتخت» هنگام سقوط بالن!

نسرین نصرتی، بازیگر نقش فهیمه در سریال «پایتخت» برای اولین بار از اتفاق تلخی گفت که در صحنه سقوط بالن برایش رخ داد.

دست های پشت پرده گریبانگیر ستاره پرسپولیس شد

بین هواداران پرسپولیس این طور عنوان شده که سرتن چوک دستیار سابق برانکو ایوانکویچ مشغول بازی پشت پرده است تا صادق محرمی را از پرسپولیس جدا کند. این مربی اما در پاسخ به تماس کوتاهی از سوی ما گفت: این حرف ها را قبول ندارم. من هیچ نقش ...

تکنیک های ناب فوتبال اروپا از نگاه فوتبال ۱۲۰!

کلیپی از برنامه ی فوتبال ۱۲۰ شبکه ورزش ۲۳ فروردین ۹۷ که در یک آیتم به تکنیک های ناب هفته ی گذشته ی فوتبال اروپا پرداخته است. زیباترین تکنیک ها از لیگ های حرفه ای فوتبال اروپا در این آیتم گنجانده شده است. پارس فوتبال شما را به تماشای این کلیپ دعوت می ک ...

کری گرانت; ماهر, کمدی عامیانه

کری گرانت؛ بازیگر ماهر کمدی های عامیانه

در ابتدای فیلم است. یکی از خلبانان اجازه می دهد تا جو باید باز با هواپیما در هوا طوفان به آینده و پایان رفتن به شام با اسم حیوان دست اموز (مسافر کسی که می خواهد در کافه شهر. ایستگاه تنفس هوای تازه و انجام نمی شود) بخورید. خلبان پرواز جزئیات آن طوفان و غیره. است. اسم حیوان دست اموز لی ، تعجب به همه همکاران خلبان "جو" و با هم تداخل دارند در میز شام و کری گرانت به عنوان به ارمغان می آورد. وحشیانه است از شام آن را در حالی که کری گرانت به شامی را بخورد که قرار بوده شام جو باشد. بانی لی به کری گرانت می‌گوید: «این غذای جو» و پاسخ کری گرانت: «جو کیه؟».     جمله‌ای ساده و پاسخی تکان‌دهنده، با میزانسن ساده و متعارف هاکس و اجرای پرشتاب اما سرضرب از کری گرانت. بازیگری که اگر بپرسیم «کری گرانت کیه؟» و جواب قطعی نداشته باشیم، اما تصویری مشخص داریم از مردی که از دهه‌ 30 قرن بیستم تا همین الان قالب ایده‌ئالی است از یک مرد ایده‌ئال برای زنان. مردی که برای مردان غبطه‌برانگیز و حتی حسادت‌انگیز است. مردی که الگوی یان فلمینگ شد برای خلق شخصیت «جیمز باند». به زبان تجاری، کری گرانت، برند بود پیش از آن‌که برند و برند بازی مد شود و سلبریتی ابدی، اما این همه‌ کری گرانت نیست. حضورش بر پرده سینما توأمان معنای بنیادین سینما و زندگی بود: حرکت. منظور حرکت ارگانیکی است که هم حیات‌بخش است و هم معنا‌بخش. مهم‌تر این‌که دارای کیفیتی از امید و سرخوشی؛ البته این معنا چنان عام است که می‌تواند درباره قطار فیلم «ایستگاه قطار» (نخستین فیلم رسمی تاریخ سینما) برادران لومیر تا سفینه‌های «آخرین جدای» (رایان جانسن) صدق می‌کند. تفاوت این‌جاست که حضور کری گرانت، حضور یک انسان است که با همه‌ پیچیدگی‌اش دیده می‌شود، اما با قطار و سفینه‌ عظمت تکنولوژی و احتمالا تفکر بشری و... نمی‌توان آن را مشاهده کرد. همه‌ این‌ها باز هم کری گرانت نیست. کری گرانت با وجود تبار بریتانیایی و حرفه و تربیت بازیگری‌اش در تئاتر، شکسپیرین نبود، بلکه بیشتر در کمدی‌های عامیانه نقش‌آفرینی می‌کرد و در سینما هم مشخصا در تولیدات سینمایی‌ای حاضر شد که به قصد سرگرمی ساخته می‌شدند.   تولیداتی که اتفاقا نه خیلی پرشکوه بودند مثل «بر باد رفته» نه اصطلاحا خیلی پیچیده و عمیق مثل «مرد سوم» (کارل رید، 1949) (کری گرانت پیشنهاد بازی در فیلم «مرد سوم» را رد کرد.) فیلم‌های کارنامه‌ او به‌شدت سرگرم‌کننده بودند و آن‌چه سطحی گفته می‌شود، با کم‌ترین نشانی از تراژیک بودن. با این‌حال کری گرانت روح فالستاف (یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های نمایشنامه‌های شکسپیر) را داشت، با ایستایی و اندامی که از گری کوپر هم پیشی می‌گرفت.      کارنامه‌ گرانت در دوران حرفه‌ای‌اش به ضرورت شغلی، فیلم پشت فیلم با کمپانی‌های غول‌آسای هالیوودی قرارداد می‌بست تا در یک کمدی یا یک رومانس دیگر حاضر شود، اما هر چه زمان گذشت کارنامه‌اش به فهرستی از طلا می‌ماند که حضور در آن فیلم‌ها، آن سیاهه‌ از طلای ناب را جواهرنشان کرده‌اند؛ «بزرگ کردن بیبی» (1938)، «منشی همه‌کاره او» هر دو ساخته هاوارد هاکس، «سوءظن» (1941) و «بدنام» (1946)، «شمال از شمال غربی» (1959) هر سه ساخته آلفرد هیچکاک، «داستان فیلادلفیا» (جرج کیوکر، 1940)، «آرسنیک تور و کهنه» (فرانک کاپرا) و وقتی حضور و تحرک او در هریک از این فیلم‌ها به یادآورده شود گویی او دوان دوان ما را از فیلم (جهان) به فیلم (جهان) دیگری برده است. درحالی‌که با همه‌ تفاوت جهان و تضاد فیلم‌ها، راهنمای ما - کری گرانت - محل امنی برای زندگی، نقطه‌عزیمتی مطمئن و دوست‌داشتنی برای حرمت و امید نه‌تنها بر پرده سینما که در صحنه‌ رؤیایی زندگی است.  کری گرانت بازیگر (با نام اصلی آرچیبالد لیچ) در انگلستان متولد شد. برای فرار از محله‌های پستِ حومه بریستول و زندگی خانوادگی بی‌ثباتش، به گروه بازیگران بندباز ملحق و در آن‌جا تبدیل به یک چوب‌باز (کسی که از دو چوب دراز به‌عنوان پا برای راه رفتن استفاده می‌کند) شد. کارهای متفاوت و متعددی را تجربه کرد تا به بازیگری رسید و بعد از رفتن به آمریکا، موفق شد لهجه انگلیسی‌اش را کنار بگذارد و لحن خاص خودش را به‌کار گرفت. بعد از یک دوره بازی در موزیکال‌های برادوی، در ۱۹۳۲ با پارامونت پیکچرز قرارداد بست تا تبدیل به یک گزینه مناسب برای نقش اول مرد فیلم‌ها شود.   نام اصلی‌اش به هیچ وجه مناسب یک لقب برای او نبود، بنابراین استودیو، حروف اول اسم ستاره بزرگ فیلم‌هایش، یعنی گری کوپر را برداشت، برعکسشان کرد، و بعد بین حروف C و G را با حروف مختلف دیگر پر کرد تا به اسم کری گرانت رسید. بعد از یک سال بازی در نقش‌های پیش‌پاافتاده، می ‌وست هنرپیشه، گرانت را برای بازی در نقش اول مرد مقابل خودش در «در حقش بد کرد» محصول سال ۱۹۳۳ و «من فرشته نیستم» (۱۹۳۴، وزلی راگلز) انتخاب می‌کند.     گرانت که به سال ۱۹۳۵ بالاخره از قید تعهداتش به پارامونت خلاص شده بود، قسم خورد دیگر هیچ‌وقت این‌قدر سفت و سخت خودش را محدود به هیچ استودیویی نکند و به همین خاطر یک قرارداد دوجانبه با کلمبیا و آرکی‌او بست که بر مبنای آن، اجازه داشت در هر نقش خارج از استودیویی هم که دوست داشت بازی کند. «سیلویا اسکارلت» (جرج کیوکر، 1936)اولین فیلمی بود که به‌طور کامل استعداد ذاتی و خلاق گرانت را در نقش‌های کمیک به تصویر کشید؛ استعدادی که بعدها تا بیشترین حد ممکن در خدمت ساختِ کمدی‌هایی مثل «حقیقت زشت» (۱۹۳۷، لیو مک‌کری) «بزرگ‌کردن بیبی»، «منشی همه‌کاره او»‌ و «مرد مجرد و دختر» (۱۹۴۷، ایروینگ رایز) قرار گرفت.